دكتر سعيد خزائي
هر يك از اين علايم بايد قابليت و توانمندي برخاستن/ قطع شدن در فرايند معنابخشي را داشته باشند [13]. فردي كه ورودي اطلاعات را فراهم ميسازد، انديشههاي خود را به صورت روايي ارايه ميكند. كواوسي [30] اقدام به تحليل شكلهاي مختلف علايم ضعيف يا ايدههاي نوآورانه كرده و دريافته است كه قالب داستان قادر به حمل معاني در فرايند چندگامي معنابخشي است. اين ابزار داراي سه الگوي متفاوت براي گردآوري اطلاعات است. مورد نخست براي ايدههاي منطقي پذيرفته شده در الگوهاي شناختي تحليلي ما، مورد دوم براي پرسشٌهاي تصادفي كه ارتباطي مستقيم با موضوع مورد تحقيق ندارند، مورد سوم براي انگيزش تفكر و تشويق پاسخگو به كنار گذاشتن تفكر تحليلي با كمك ”الگوهاي تفكر دور“ است.

چالش دومي كه اين ابزار هدفگذاري كرده، قالب و شكل كيفي علايم است. اين ماده، براي آن كه قادر به تسهيل فرايند تحليل مادهي كيفي باشد، بايد به شكل كمي عملياتي شود. تحول در مرحلهي بعد صورت ميگيرد.
2ـ ارزيابي علامت: همان پاسخگويان دعوت ميشوند تا به ارزيابي مادهي گردآوري شده بپردازند. اين ابزار 30 الي 40 علامت را كه به صورت تصادفي از مجموعهي مورد نظر براي ارزيابي، گزينش شدهاند به هر پاسخگو ميدهد. پاسخگو قادر به مطالعهي ديدگاههاي معتبر پاسخگويان همكار است كه شامل عنوان و روايت توصيفي طولاني است. اين ماده از سوي پژوهشگر پالايش يا ويرايش نشده و در نتيجه كاملاً معتبر است. روش مورد استفاده براي ارزيابي، به كارگيري سادهي يك نقشهي شناختي است [35]، اگر پاسخگويان علايمي با ارتباط بالا با موضوع بيابند، علايم را نزديك موضوع در مركز صفحه قرار ميدهند (شكل A3) و اگر علايم مورد نظر اصلاً ارتباط نداشته باشند، آنها را از مركز دور ميكنند. نيازي به طرح مباحث ديدگاههاي فرد نيست و در نتيجه پالايهي ذهنيت باز ميماند (شكل A2).

3ـ تحليل علايم ارزيابي شده: ساختار گزارشدهي به گروه تحليل فشار ميرود تا بر پالايهي ذهني غلبه كند و اين كار با تشريح علايم ضعيف بالقوه كه مناسب الگوي ذهني كنوني نيستند، صورت ميگيرد. شرح و بسط تمام نقشههاي شناختي پاسخگوياني با وزنهاي برابر، پالايهي قدرت را ميگشايد. گزارش شبكهاي (نگاه كنيد به شكل A3) ادراك غالب بر روي موضوع مورد پيمايش و فهرستهاي علايم ضعيف بالقوه را توليد ميكند. بخش يك شبكه، فهرستهاي علايمي را گزارش ميكند كه اغلب پاسخگويان آنها را با ارتباط بالا در نظر ميگيرند (ميانگين فواصل علايم از نقطهي مياني و همچنين انحراف معيار آن كم است). بخش 3، فهرست علايمي را گزارش ميكند كه انحراف معيار آنها بالا و متوسط و ارتباط آنها (ميانگين فواصل بالا است) كم است. اين نوع الگوي ارزيابي نشان ميدهد كه علايم ضعيف بالقوه قادر به عبور از پالايهي نظارت شمار اندكي از پاسخگويان هستند. مشاركتكنندگان در جلسهي تحليل، بر روي علايم ضعيفي متمركز ميشوند كه در ادراك غالب قرار نميگيرند [4]. هنگامي كه اين علايم ضعيف بالقوه مورد تجزيه و تحليل قرار ميگيرند، به عنوان مثال با روشهاي دلفي [30]، پالايهي شناختي تيم به صورت موقت باز ميشود و برخي از ناپايداريهاي بالقوه كه قادر به ايجاد چالش يا تغيير الگوي ذهني كنوني هستند، شناسايي ميشوند. پالايهي قدرت با اعمال رفتار يكسان با تمامي علايم تا حد امكان در اين فرايند، باز ميماند.

شكل A3 ـ شبكهي نتيجه كه علايم ضعيف را ارايه ميكند
منابع (ص 922و923و924 متن اصلي)، كتب لاتين.
لينا ايلمولا و اسمو كواوسي[1]
دانشگاه فناوري هلسينكي ـ فنلاند
[1] .Leena Imola and Osmo Kuusi
|
|
خواهشمندم هنگام نقل مطالب اين وبلاگ، منبع (نام و آدرس سايت، نام نويسنده، نام مترجم و تاريخ انتشار مقاله) حتما ذكر شود. متشكرم - سيد عليرضا حجازي |
|