گروه B) كارگاه دو مرحلهاي: خلق آيندههاي بديل (مشابه وظيفهي گروه A) و ارزيابي مادهي توليد شده در حوزهي تاثيرگذاري و قابليت پيشبيني.
گروه C) يك كارگاه: گزينههاي رشد بديل كه بر روي علايم ضعيف جمعآوري شده از مواد گروههاي C و D بنا شدهاند.
گروه D: ارزيابي قابليت پيشبيني و اثر علايم ضعيف جمعآوري شدهي مجازي. هر عضو گروه اين كار را با استفاده از Web-tool انجام ميدهد و سپس به صورت خلاصه به توجيه آن ميپردازد.
نتيجهي اين فرايند، با ساختار الگوي ذهني اندازه گرفته شد كه بازتاب دهندهي ساختار فيلتر به كار رفته بود. نتيجهي مرحلهي يك (گردآوري علايم) كه مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت، تمامي علايم گردآوري شده بود. در اين جا ما به ارزيابي پهناي پالايه با استفاده از شمار طبقهبنديهاي علايم مختلف پرداختيم.
جدول 2ـ ماتريس دادهي تجربي
|
گروه |
پرسش آشكار |
پرسش متمركز |
تحليل مجازي |
يك كارگاه |
كارگاه دومرحلهاي |
|
A
|
سه طبقهبندي بالا، 53 درصد علايم را نشان ميدهند (علايم ارزيابي شده) 54/3 درصد كمتر از پرسش متمركز است. |
|
تنوع بيشتر در موضوعها،
7/8 به عنوان ميانگين توصيف، زنجيرههاي بحث طولاني شمار ايدههاي افراطي 40درصد |
|
|
|
B
|
|
|
|
|
چهار توصيف از يك موضوع (توليد)، چهار مساله به عنوان ميانگين توصيف
· گروهها اقدام به كوچكسازي توصيفها ميكنند (بخشهاي نامناسب حذف ميشوند)
· زنجيرههاي بحث: هر موضوع |
|
C
D
|
|
ميزان علايم 6/26 درصد كمتر از پرسش آشكار است
|
|
شش توصيف از يك موضوع عمده (توليد) 3/6 و 6/5 به عنوان ميانگين توصيف، نيمي از توصيفها فاقد بحث 1 از 6 افراطي هستند (قابليت پيشبيني كم) |
7ـ2 بحث دارد/ توصيفهايي با جزييات بيشتر |
طبقهبنديها بر اساس قضاوتهاي پژوهشگران و مشتريان اين تحقيق ايجاد شدند. اين طبقهبندي توسط دو پژوهشگر به صورت مستقل انجام گرفت و مشتريان نيز در اين مورد نظر دادند (شكل 2). در اين رابطه، نتيجهي اين بخش تحليل نيز بايد ارزشگذاري شود. عمق پالايه از طريق شمار علايم هر طبقهبندي انعكاس مييافت (به منظور كاهش تاثير تعبير و تفسير، ما اين نكته را پذيرفتيم كه برخي از علايم همپوشان هستند). (جدول 2).
نتيجهي مرحلهي دو براساس وظيفهي هر گروه متفاوت بود.مواد تحليلشدهي گروههاي B و C گزارشهايي از كارگاههاي آنها بودند. گروه A چندين توصيف سناريوي فردي توليد كرد كه همگي تحليل شدند. شمار طبقهبنديهاي متفاوت مسايل/ موضوعات در هر توصيف به پهنا و گسترهي پالايه اشاره داشتند. عمق پالايه با تحليل ماهيت و طول زنجيرهي موضوع به كار رفته در توصيفها، عملياتي شد. بحثهاي چندگانه و زنجيرههاي بحث طولاني يك پالايهي عميق را نشان دادند.
نتايج مرحلهي دوم گروه D، قابليت پيشبيني مجازي و ارزيابي تاثير علايم ضعيف، در اين پژوهش ارزش ندارند زيرا به منظور كمك به فرايند راهبرد شركت، وظيفهي گروه D تغيير يافت و قابل مقايسه با نتايج فرايند كارگاه معادل گروه B نيست.
6ـ نتيجهگيريها
نتيجهي اين مطالعهي موردي آن بود كه يك پالايهي عميق و باريك، نوعي خروجي با تمركز مناسب، قابليت بالاي پيشبيني و يك سطحي فراهم ميآورد. يك پالايهي تخت و گسترده، تنوع زيادي از مسايل ملموس ناشي از منابع بسيار مختلف و متنوع را فراهم ميسازد.
گزارهي يك در ارتباط با تاثير بازبودن و آشكاري توجيه ميگويد كه حوزهي آشكار و باز توجيه موجب افزايش پهناي پالايه و در نهايت تنوع بزرگي در نتيجه و حاصل كار ميشود. نتايج اين تحقيق، حمايت نيرومند و مستحكمي از اين گزاره را هنگامي كه تنوع طبقهبنديهاي علامت تحليل ميشود، فراهم نميسازد، اما شمار علايم توليدي در مورد پرسش آشكار بيشتر بود.
گزارهي دو بيان داشت كه يك فرايند چندگامي موجب افزايش عمق پالايه و ارتقاي بحث نيرومند ميشود. فرايندهاي تك مرحلهاي تنوع موضوع بيشتري نسبت به فرايند دو مرحلهاي دارند. مشاركتكنندگان در فرايند دو مرحلهاي با توليد توصيفهاي كمتر و سرانجام انتخاب تنها چهار مورد از قابل پيشبينيترين توصيفها براي تحليل بيشتر، پيچيدگي را كاهش ميدهند. همچنين گروه در طي فرايند كارگاه با حذف برخي از مسايل، پيچيدگي توصيفها را كاهش داد. كارگاه دو مرحلهاي، مسايل كمتري را براي هر توصيف به وجود ميآورد، اما همزمان زنجيرههاي بحث طولانيتري را پديد ميآورد. در نتيجه اين گزاره مورد حمايت قرار گرفت.
گزارهي سه پيشنهاد كرد كه تعامل اجتماعي به عنوان يك روش پردازش موجب افزايش عمق پالايه و كاهش پهناي آن ميشود. روش جايگزين آزمايش شد، توصيف سناريوي مجازي با بيان اين مساله كه با روشهاي مجازي، نتيجه از تنوع بيشتر و موضوعات زيادتري برخوردار خواهد شد و توصيفهاي واضحتر و شمار ايدههاي افراطي در فرايند تعامل اجتماعي كارگاهها به ميزان زيادي بالاتر خواهند بود، از گزاره پيشتيباني كردند. به جاي آن، زنجيرههاي بحث به نسبت طولانيتر گروه مجازي از اين گزاره حمايت نميكنند. (شكل 3).
پيامدها و الزامات نتايج اين تحقيق براي مديريت فرايند تدوين راهبرد كدامند؟ اهداف فرايند راهبرد موجود شركت پيشنيازهاي شكل پالايه را تدوين ميكنند [10و4]. اگر شركت، در بازاري پيچيده فعاليت ميكند و انعطافپذيري و سازگاري منبعي كليدي براي برتري رقابتي است، نظام پويش محيطي (ديدهباني) بايد براي ناپايداريهاي بالقوه باز باشد [10]. يك پالايهي پويش آشكار، فرصتي براي وارد ساختن اطلاعاتي ”مزاحم“ به سازمان و در نتيجه ايجاد بيثباتي در آن خلق ميكند [27]. حتا اگر محيط كسب و كار با ثباتتر باشد، هدف شركت، فعاليت در بازار است و پالايهي پويش بايد به اندازهي كافي براي حمايت از چشمانداز جانبي و شناسايي ناپايداريهاي بالقوه در دورهي زماني هر چه سريعتر آماده باشد. با اين روش پويش مواد لازم براي تصميمگيري فعال و در نتيجه خلق مزيت رقابتي توليد خواهد شد [28و12]. در نتيجه، سازگاري راهبردي شركت افزايش مييابد.

هنگامي كه محيط عملياتي به نسبت قابل پيشبيني است و/ يا منابع مورد استفاده كم و نادر هستند، پالايه بايد عميق بوده و نتايج آن به خوبي متمركز شود و مباحث خوبي مطرح شوند [30و29و10]. به ويژه در مواقعي كه راهبرد پايه واكنشگرا است و زمان واكنش كوتاه است، شناختهاي مشترك و نيرومند كه به خوبي در مورد آنها بحث صورت گرفته، اقدام متمركزي را خلق ميكنند [32و31و13]. در نتيجه، كارآمدي شركت افزايش مييابد.
در اين مقاله، ما بر روي معيارهاي كمي پهنا و عمق پالايهها با اشاره به شمار و تنوع بحثهاي توليدي تمركز كردهايم. يك رويكرد بالقوهي ديگر، بر روي ارزيابي كيفي متمركز است و از مشاركتكنندگان ميخواهد بگويند در كجا بحثهاي مرتبط را ميبينند و چگونه احتمالات افزايش پهنا يا عمق پالايهها در سازمانهاي خود را مشاهده ميكنند. در نتيجه، پرسشهاي زير مرتبط هستند: چگونه اهميت كلي علامت را براي شركت خود ميبينند؟ آيا سازمان شما براي انجام واكنش به علامت يا تحول پيشنگري شده توسط علامت، به سرعت ميتواند واكنش نشان دهد؟ آيا فردي در سازمان شما آمادهي كسب و درك اين علامت است، يعني توان بالقوهي تحول پيشنگري شده توسط علامت؟
ما از الگوهاي ذهني به عنوان ابزار پژوهشي استفاده كردهايم، اگرچه ميدانيم كه رابطهاي ميان الگوي ذهني و رفتار راهبردي وجود دارد [33]. اين تحقيق براي آن كه كارآمد و آرماني باشد بايد همچنين به شكلگيري راهبرد و ارزيابي معيارهاي عملكرد پس از تكميل شدن اجرا بپردازد. تدوين راهبرد يك فرايند تفكر است: اگر يك سازمان تنها به عنوان يك بازيگر تعريف شود، اقدامات ما بايد عميقتر باشند تا تمركز صحيح براي تحقيق را فراهم سازند [34و3].
ضميمهي الف ـ وسيلهاي براي گردآوري علامت
اين تحقيق از يك ابزار تحقيق كيفي خاص براي جمعآوري علايم ضعيف در محيطهاي بيثبات پيچيده كه نياز دايمي به كنترل و پايش دارند، استفاده كرد. اين ابزار جهت غلبه بر اغلب پالايههاي توصيف شده در بخشهاي پيشين طراحي شده و منطق اين ابزار مبتني بر نظريههاي پالايههاي راهبردي [10و4] و پالايههاي شناختي است. اين ابزار موجب ارتقاي تنوع از طريق تسهيل مشاركت گستردهي سازمان ميشود. ميتوان از طريق اينترنت از آن استفاده كرد. سازمانها با استفاده از اين ابزار قادر به گشودن پالايهها در فرايندهاي فرمولبندي راهبردي و همچنين نوآوري محصول ميشوند.
اين ابزار در سه مرحله مورد استفاده قرار ميگيرد: گردآوري، ارزيابي و تحليل علايم ضعيف.
1ـ ابزار گردآوري علايم براي كمينهسازي تاثير نظارت و پالايهي قدرت طراحي شدهاند. ساختار گسترده و متجانس مشاركتكنندگان از مجموعهاي از پالايههاي نظارتي متنوع براي مشاركت در اين تحقيق استفاده ميكند. تمام پاسخها، به صورت ناشناس هستند، در نتيجه ساختار نيرو و قدرت غالب يا فشارها، اثري نيرومند بر پاسخها ندارند. براي انجام تحليل، متغيرهاي پيشين گردآوري ميشوند.