ترجمهي چكيده: سيد عليرضا حجازي
دو نويسنده به نامهاي Bongsug Chae و James M. Bloodgood در مقالهاي جذاب و 26 صفحهاي با عنوان تضادهاي مديريت دانش كه در سال 2006 در نشريهي "اطلاعات و سازمان" به چاپ رسيد، به معرفي برخي از تضادهاي موجود در مديريت دانش پرداختند. اهميت مقالهي آنها در اين است كه در نگرشي جديد و متفاوت نسبت به آنچه كه همواره در ارتباط با مديريت دانش پنداشته ميشد، از تضادهاي طبيعي موجود در اين مقوله پرده برداشتهاند.
در شرايطي كه بسياري از انديشمندان، شخصيتها و چهرههاي علمي از مزايا و برتريهاي مديريت دانش تعريف و تمجيدها سر دادهاند، اين دو نويسنده حقايقي را بر ميشمارند كه حتا علاقمندان دانش يا قادر به مشاهدهيآنها نبودهاند و يا خود را از شناسايي آنها معاف دانستهاند.
هدف آنها از نگارش مقالهاي آنگونه كه خود به آن اذعان داشتهاند، مچگيري مديريت دانش نبوده است، بلكه فراهم ساختن درك بهتري از اين موضوع و نقش فناوري اطلاعات در اين عرصه بوده است. اين مقاله يك چارچوب نظري را فراهم ميكند كه در آن تضادهاي گستردهاي از فلسفه مديريت دانش گرفته تا مطالعات سازماني كه در اين حوزه صورت گرفته مورد بررسي قرار ميگيرند. چارچوب ياد شده در بردارندهي مفهوم سرشت تضاد، مفيد بودن آن در درك مديريت دانش و اتخاذ ديدگاهي جايگزين و تضادآميز از مديريت دانش است.
نگارندگان مقاله بر اين اعتقاد هستند كه با ديدگاه ارايه شده از سوي آنها، بازبيني مطالعات مديريت دانش به ويژه در زمينهي سامانههاي اطلاعاتي و مطالعات سازماني و شناسايي تنشها و تضادهاي پديدهي مديريت دانش امكانپذير ميشود. بررسي به عمل آمده توسط آنها در بردارندهي سه هدف اصلي از اين قرار است: 1) انبوهي از موضوعات در زمينهي مديريت دانش را با تحليل انتقادي آنها تحليل ميكند؛ 2) به طور ضمني يكجانبهگرايي موجود در مطالعات گستردهاي كه تاكنون پيرامون مديريت دانش صورت گرفته را نشان ميدهد؛ 3) ارزش بالقوهي چارچوب تضادآميز براي پرورش ديدگاههاي خلاق و پيچيده نسبت به بررسيهاي آينده در خصوص مديريت دانش را نشان ميدهد.
آنها در اين مقاله بر مشاركت فناوري اطلاعات در مديريت موفقيتآميز مديريت دانش تاكيد ميكنند. مهمترين نكته در اين مقاله طبقهبندي تضادهاي موجود در مديريت دانش است كه از اين قرار ميباشد: 1) تضادهاي يادگيري؛ 2) تضادهاي سازماني؛ 3) تضادهاي تملك. اين مقاله به دو بخش اصلي تقسيم شده است. در بخش نخست تضادهاي سه گانهي ياد شده به همراه اجزاي آنها بر شمرده شدهاند و در بخش دوم پيشنهادهايي براي غلبه بر اين تضادها ارايه شده است.
شايد يكي از بارزترين تضادهاي مديريت دانش در اين واقعيت نهفته باشد: در حالي كه تمامي تلاشهايي كه در اين زمينه به عمل ميآيد با هدف تنظيم و نظاممند ساختن دانش به منظور دسترسي آسانتر به دانش اعم از سازماني و غيرسازماني صورت ميگيرد، همين امر موجب ايجاد محدوديتهاي بيشتر براي دسترسي كاربران ميشود و دسترسي محدود را در تقابل با دسترسي آزاد به نمايش ميگذارد.

نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 10:40