تبليغاتX
مقالات فناوري اطلاعات و ارتباطات - راز بهار
Information Technology, New Technologies & Futures Studies

نوشته‌ي: سيد عليرضا حجازي

به راستي چه رازي در بهار نهفته است كه انسان‌ها را با هر قوميت و آييني به وجد در مي‌آورد و آنان را سرمست از رايحه‌ي گل‌ها به ستايش طبيعت وا مي‌دارد و روح تازه‌اي‌ را در آن‌ها مي‌دمد؟ آيين نوروز اقوام آريايي را با هر انديشه و مكتب فكري و ديني به دور هفت اصل بنيادين در پاي سفره‌ي هفت سين گرد مي‌آورد و شگفتي اين آيين در آن است كه افراد بي دين و بادين، بي خدا و با خدا، با سواد و بي سواد، ثروتمند و فقير، باهوش و كند ذهن، قوي و ضعيف، خوشحال و غمگين همگي اين هفت اصل را پذيرفته‌اند و هيچ كس با ديگري بر سر اين اصول اختلاف و نزاعي ندارد. از تاجيكستان، افغانستان، ايران و آذربايجان گرفته تا چين، هند، پاكستان و تركيه همه نوروز را به يكديگر تبريك مي‌گويند و آن را گرامي مي‌دارند. بهار نااميدي را با اميد جايگزين مي‌سازد و همه را به آينده‌اي بهتر اميدوار مي‌كند.

با فرارسيدن نوروز شادي در ميان مردم موج مي‌زند و هر ناراحتي و كدورتي رنگ مي‌بازد. نوروز و بهار مانند كودك زيبايي است كه هر كس با ديدن آن ناخواسته لبخند مي‌زند، خود را فراموش مي‌كند و دوست دارد او را در آغوش بگيرد. اين آغازي است بر پايان يافتن خودخواهي و خودپسندي و ترجيح دادن زيبايي‌ها بر زشتي‌ها، زشتي‌هايي مانند خودبزرگ‌بيني‌ كه يكي از عوامل مهم جدايي و اختلاف انسان‌هاست. تولستوي مي‌گويد: "ميان آدميان چيزي نيست جز ديوارهايي كه خود ساخته‌اند." شايد بزرگترين هنر بهار و نوروز اين است كه اين ديوارها را ازميان بر مي‌دارد و درس "يگانگي" و پرهيز از نزاع و اختلاف را به ما مي‌آموزد.

بهار دوستي‌هاي ساده‌ي كودكانه را بر اختلاف‌هاي پيچيده‌ي بزرگسالي پيروز مي‌گرداند و شايد به همين دليل است كه نوروز هميشه پيروز است. بهار روح حقيقت‌جويي را در انسان‌ها مي‌دمد و الهام‌بخش انسان‌هاي آزادانديش در طرح ايده‌هاي نو، ارايه راه‌حل‌هاي كاربردي و ارزشمند براي مسايل مبتلابه جامعه بشري و تلاش براي ايجاد جهاني مي‌شود كه در آن همگان و حتا گياهان و جانوران از رفاه و آسايش برخوردار باشند.

بهار و فرا رسيدن سال نو ما را وا مي‌دارد تا در كوشش‌هاي دانش‌بنيان خود ارزيابي واقع‌بينانه‌اي به عمل آوريم و از خود بپرسيم: كدام يك از فعاليت‌هاي پژوهشي ما مي‌تواند در راه خدمت به جامعه و رشد و تعالي انسان مورد بهره‌برداري قرار گيرد؟ يا اين كه آيا تاكنون توانسته‌ايم مشكلي از مشكلات امروز جامعه بشري را حل كنيم يا راه‌حلي را براي آن ارايه دهيم؟

آيا با ديگر انديشمنداني كه به مسايل امروز جوامع مي‌انديشند، براي ايجاد خردي جمعي و جهاني همكاري مي‌كنيم؟ آيا اصول و مباني علمي را براي كمك به پيشرفت جامعه‌ي خود و ديگر جوامع به كار گرفته‌ايم؟ نوزايي طبيعت ما را تشويق مي‌كند دانش و تخصص خود را براي رفع مسايل مبتلابه جهان به كار بگيريم يا حداقل براي حل آن‌ها با هم‌انديشان خود چاره‌جويي كنيم.

تامل در طبيعت و عناصر موجود در آن و حتا حركت دست جمعي مورچگان براي پاكسازي لانه و گردآوري دانه‌هاي تازه به ما مي‌آموزد دست كم به اندازه‌ي مورچگان براي خدمت به همنوعان خود انگيزه و روحيه‌ي كافي داشته باشيم. روحيه‌ي خدمت به ديگران استعدادها و توانايي‌هاي انسان‌ها را براي ساختن آينده‌اي بهتر متحد نموده و از آن به عنوان عاملي براي رشد و تكامل انسان‌ها صرف نظر از پيشينه‌ي نژادي، قومي، مليتي، مذهبي و ... آن‌ها بهره‌برداري مي‌نمايد. بهار و نوروز با در نورديدن محدوديت‌هاي جغرافيايي موجب مي‌شود تا انسان‌ها هم‌نوعان خود را از اهالي هر كشوري كه باشند، هموطن خود ببينند زيرا درك مي‌كنند كه جهان وطن بزرگتر آنها است و مرزهاي جغرافيايي نمي‌تواند عامل جدايي انسانها از يكديگر باشد.

چه خوب است هم‌زمان با پاكسازي طبيعت، به استقبال از پاكسازي ذهني نيز برويم و دريابيم جهاني كه در آن زندگي مِي كنيم كشور بزرگ‌تر تمامي انسان‌هايي است كه در آن سكونت دارند و هر دستاورد مشترك علمي – پژوهشي مفيدي به نفع تمامي آن‌ها خواهد بود. بر اين اساس شايسته است به سوي ساختن جهاني بهتر براي خود و همنوعان خود گام بر داريم.

  نوشته شده در  یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 12:5

  RSS 

 
 

خواهشمندم هنگام نقل مطالب اين وبلاگ، منبع (نام و آدرس سايت، نام نويسنده، نام مترجم و تاريخ انتشار مقاله) حتما ذكر شود. متشكرم - سيد عليرضا حجازي