نويسندگان: دكتر سعيد خزائي و سيد عليرضا حجازي
از ميان ديدگاه هايي که تاکنون پيرامون آينده و آينده نگري مطرح شده اند، رويارويي ميان دو ديدگاه اصلي نسبت به ديگر ديدگاهها چشمگير تر از بقيه بوده و پيشينه بيشتري داشته است. ديدگاه نخست که از سوي آينده انديشان دنياي معاصر و به اصطلاح مُدرن اتخاذ شده است و از آن با عنوان "آينده گُزيني" ياد مي شود، بر اين اعتقاد است که انسان متمدن به دليل برخورداري از عقل و اختيار مي تواند از ميان آينده هاي گوناگون بهترين آينده را متناسب با اهداف و منافع خود برگزيند و براي محقق ساختن آن اقدام کند. در مقابل اين ديدگاه، ديدگاه ديگري با عنوان "آينده باوري" که مبتني بر تجربه هاي تاريخي است، بر اين اعتقاد است که آينده از پيش براي انسان رقم زده شده است و آدمي چاره اي جز رويارويي با آينده محتوم و پذيرش آن ندارد. هر يک از اين دو ديدگاه براي اثبات حقانيت خود دلايل و براهيني را ارايه مي کنند که در جاي خود شايان توجه بوده و در برخي مواقع حتا انکارناپذير نمايان مي شوند. جدال ديرينه ميان اين دو ديدگاه و طرفداران آنها در شرايط عادي پايان ناپذير به نظر مي رسد و علاقمندان به امور آينده را در گردابي از سرگرداني گرفتار کرده است، لذا مداخله اي عاقلانه و منطقي براي پايان دادن به اين جدال بي حاصل ضروري است؛ کوششي به نام "آينده پذيري" براي همگرايي ديدگاههاي متقابل که مي تواند گامي موثر در ساختن آيندهاي بهتر براي همگان باشد.
نوشته: سید علیرضا حجازی
آینده انديشي در مقام یک فرایند ذهنی دارای آناتومی ویژه ای است که آگاهي از خاستگاه آن می تواند در پی بردن به ابعاد ناشناخته ی آینده اندیشی و پرورش ذهن های آینده گرا نقش شایان نوجهی داشته باشد. زیربنای آینده اندیشی نیز مانند هر فرایند ذهنی دیگری پدیدار شدن حالتی از ذهن است که آن را آگاهی می نامیم. بنابراین پیش از پرداختن به ذهن آینده انديش و تشریح آناتومی آن، شناخت آگاهی و ماهیت آن به عنوان یک وضعیت روانی امري ضروری است.
نوشته: سيد عليرضا حجازي
بر خلاف باور عمومي که "تغيير" را امري تدريجي مي دانند و گمان مي شود وقوع يک "تغيير بنيادين" مراحلي را طي مي کند و در نهايت به عنوان يک "تغيير" معرفي مي شود، در موارد بسياري "تغيير" مانند يک "سونامي" عمل مي کند و امواج تغيير غافلگيرانه از راه مي رسند و محيط پيشين را آنچنان دستخوش شرايط جديد مي سازند که چاره اي جز سازگاري با اين محيط جديد باقي نمي ماند. در حقيقت آنچه که تغيير را اجتناب ناپذير مي سازد زوال پذيري محيط پيشين و استعداد فزاينده ظهور محيط جديد است. اين امر در محيط هاي سازماني و اجتماعي به خوبي قابل مشاهده است و دغدغه اصلي آينده پژوهان و دست اندرکاران تغييرات سازماني در وهله نخست شناسايي امواج پيش قراول اين سونامي و در مرحله بعد سوار شدن بر اين امواج آرامش يافته آن تا رسيدن به ساحل "آينده" است.
خونريزي پس از جراحت يكي از عوامل اصلي مرگ سربازان است. براي مثال، در ايالات متحده حدود 50 هزار نفر در هر سال بر اثر خونريزي فوت ميكنند. اين وضعيت در ميدان نبرد از حساسيت بيشتري برخوردار است، زيرا در آن جا خونريزي كنترل نشده علت اصلي مرگهايي است كه قابل جلوگيري است. به همين دليل نياز به اقدامي احساس ميشود كه به سرعت جلوي خونريزي جراحت يا زخم را بگيرد.
يك جاسوس هوايي ميتواند تنها به اندازهي يك مگس باشد، روباتي كه توسط يكي از دانشگاههاي معتبر امريكا ساخته شده است، اين نويد را ميدهد.
دانشمندان دانشگاه هاروارد يك مگس روباتيك ساختهاند تا آن را به ماموريتهاي شناسايي در مناطقي مانند مناطق آلوده به عوامل شيميايي و ميكروبي كه براي سلامتي انسان مخاطرهآميز است، روانه كنند.
اين مگس روباتيك را همچنين ميتوان براي يافتن بمبهاي پنهان شده در ماموريتهاي جستجو مورد استفاده قرار داد. اين روبات كه از آن با عنواان فلاي بات ياد ميشود، به اندازهي نوك انگشت دست بوده و از كربن سبك وزن ساخته شده است و وزن آن كمتر از يك سنجاق سينه است.
متصل ساختن گلبولهاي قرمز خون به نانوذرات به اين ذرات امكان ميدهد 100 برابر بيشتر از ذرات غيرمتصل پايدار شوند. اين تكنيك جديد توانسته است بر يكي از موانع اصلي استفاده از نانوذرات براي ارسال پيوستهي داروها و ديگر عوامل در كاربردهاي پزشكي فايق آيد. چندين سال است كه پژوهشگران كوشيدهاند از نانو ذرات (ذراتي كه اندازهي آنها يك ده ميلونيم متر ميباشد) براي ارسال دارو، تجهيزات تصويربرداري يا ژنها به اهدافي در بدن استفاده كنند. اما اين كوششها تحت تاثير سرعت پاكسازي اين ذرات توسط سامانهي دفاعي بدن و خارج شدن آنها از جريان خون قرار داشته است.
روباتي كه با شبيهسازي مغز خرگوش هدايت و كنترل ميشود، ثابت كرد كه ميتواند رفتارهاي جوندگاني مانند خرگوش را در قالب مجموعهاي از آزمايشها تقليد كند.
نرمافزار كنترلي اين روبات كه برگرفته از رفتارهاي زيستي جوندگان است، از يك الگوي كاركردي بر پايهي ”سلولهاي مكاني“ استفاده ميكند. اين سلولها در حقيقت نرونها يا سلولهاي عصبي در منطقهاي از مغز هستند كه هيپوكامپوس ناميده ميشود و به خرگوشهاي واقعي كمك ميكند، محيط زيست خود را در ذهن نقشهبرداري كنند. اين نرونها پيامهاي عصبي خود را هنگامي ارسال ميكنند كه خرگوش در يك محيط آشنا قرار دارد.
مدفون ساختن كابلهاي برق در زيرزمين سبب آن ميشود كه خطوط انتقال نيرو در هنگام بلاياي طبيعي و غيرطبيعي و طوفانها مصون بماند، اما آب گرفتگي، زلزله و خرابي و پارهشدگي طبيعي هنوز هم ميتواند سبب قطع جريان برق شود. به همين دليل يك شركت ابزارسازي بزرگ كه 4 هزار نفر نيروي انساني دارد و سالانه 200 ميليون دلار را صرف نظارت و تعمير دهها هزار مايل كابل زيرزميني ميكند، دست به نوآوري تازهاي زده است.
شركت فستو در نمايشگاه فناوري امسال در شهر هانوفر آلمان، فناوري تازهاي را به نمايش درآورد. بازوي بادي از فناوري ماهيچهي سيال استفاده ميكند كه دندهها و قطعات مكانيكي را با هوا يا سيال ديگري جايگزين ساخته است. لولههاي به كار رفته در اين بازو مشابه ساختار عضلاني انسان است؛ اما بهتر، قويتر و سريعتر از يك ماهيچهي واقعي عمل ميكند. بازوي سيال ميتواند 6 هزار نيوتن فشار وارد كند كه معادل با 1350 پوند ميباشد و نمونههاي پيشين بازوهاي مصنوعي را شرمنده سازد!
اين شركت ميخواهد بازوي ياد شده را حتا با افزودن حسگرهايي ارتقا دهد و آنها را مشابه عضلات انساني نظير عضلات گردن، كمر و بازو بسازد. هنوز زمان كاربرد گستردهي اين بازوي روباتيك مشخص نشده است.
منبع: http://blog.scifi.com/tech ، ۲۴ آگوست 2007
افرادی بسياري هستند که علاقمند به رايانه و کار با آن هستند و در واقع برخی افراد نوعی ارتباط عاطفی با رايانه خود برقرار کرده اند. این افراد از رايانه خود به عنوان یکی از بهترین دوستان خود نام می برند و البته تا حدودی نیز این مساله قابل درک است. امکاناتی که رايانه در اختیار کاربر خود قرار می دهد و به ويژه خصوصیت تعاملی و واکنش آن نسبت به دستورات و درخواستهای انسان از رايانه وسیله ای محبوب ساخته است. اما چنین حسی در نهایت حس علاقه انسان به ابزار است. شبیه نقاش یا خوش نویسی که قلم خود را دوست می دارد و هنوز فاصله زیادی میان اینگونه احساسات با احساس دوستی دو انسان وجود دارد.
|
|
خواهشمندم هنگام نقل مطالب اين وبلاگ، منبع (نام و آدرس سايت، نام نويسنده، نام مترجم و تاريخ انتشار مقاله) حتما ذكر شود. متشكرم - سيد عليرضا حجازي |
|